متن کامل شعر جهنم سرگردان


شب را نوشیده ام

و بر این شاخه  های شکسته می گریم‌.

مرا تنها گذار

ای چشم تبدار  سرگردان !

مرا با رنج بودن تنها گذار.

مگذار خواب وجودم را پر پر کنم‌.

مگذار از بالش تاریک تنهایی سر بردارم

و به دامن بی تار و پود رویاها بیاویزم‌.



سپیدی های فریب

روی ستون های بی سایه رجز می خوانند.

طلسم شکسته خوابم را بنگر

بیهوده  به زنجیر مروارید چشم آویخته‌.

او را بگو

تپش جهنمی مست !

او را بگو: نسیم  سیاه چشمانت را نوشیده ام‌.

نوشیده ام که پیوسته بی  آرامم‌.

جهنم سرگردان‌!

مرا  تنها گذار.

شعر نو مثل قالب های مثنوی غزل و... نیست و ما نمی تونیم اونو

معنی کنیم ... چون چیزیه که اونو می تونیم لمس کنیم....

 

span style=

/ 6 نظر / 2778 بازدید
پریا

شعر مال کیه؟ مال شاملو هست؟ یا کس دیگه؟

هانیه

وبه دامن بی تار و پود رویا ها بیاویزم... این جاش خیلی قشنگ بود.... چه طور وقت می کنی مطلب بذاری؟

الهـــــه

ســلام عــــزیــــزم : با مطلــب "صــلح سفیــد"آپــــم . [بوسه]

پریسا

لام!چه طوری؟؟یه چند روز نبودم گفتم بیام حالتو بپرسم...واینکه ما از فردا امتحانامون شروع میشه و احتمالا من دیگه تا اخرشون نمی تونم بیام..... و دیگه اینکه اگه شما هم امتحاناتون شروع شده موفق باشی[گل][ماچ]

پریسا

جدی؟خوب نه ماله ما هم هر سال 10 دی اون موقع ها بود ولی الان افتاده جلو

انیس

خیلی شعر قشنگی بود راستی قالبت هم خیلی خیل نازه