بابالنگ دراز

این کتابو وقتی کلاس پنجم بودم خالم بهم هدیه داد.

خیلی کتاب جالبیه. همه ی کتاب بصورت نامه بین  جودی و بابالنگ دراز نوشته شده. یه نقاشی های باحالی هم داره که خیلی بامزه ان!

در داستان جذاب بابا لنگ دراز اثر جاودان جین وبستر، قهرمان داستان کودکی باهوش ، مهربان و دوست داشتنی به نام جودی ابوت است که به کمک فرد خیری که از او فقط سایه ای با پاهای دراز در ذهن دارد از نوانخانه پر درد و غم رها می شود و حتی به دانشکده راه می یابد. او در دانشکده دوستان خوبی مثل سالی و جولیا پیدا میکند و در آخر به هویت بابای محبوبش -بابا لنگ دراز- پی می برد...

دانلووووووووووووووووووود

/ 33 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
diyana

سلام......عید فطر مبارکـــــــــــــــــــــــــــ..... آپم ... بدو بیا...منتظرتم[قلب][گل]

پریا

کاش همه ازین خوابها ببینند :-) این چند روزه سرم شلوغ بود

هانيه

[نیشخند] رولينگ اگه خواب هاي تورو مي ديد اصن هري پاتر رو تغيير ميداد اونم 180 درجه! ايول عجب خوابهايي ميبيني! همه ملت توش بودن ما نبوديم! :(

هانيه

به استاين بيچاره چيكار داشتي تو خواب؟خخخخخخخ

هانيه

بابا تو ديگه كي هستي ولدمورت هم شكست دادي!

انیس

از کجا معلوم شاید خوشم نیومد[عینک]

diyana

رفتم خوندم .... خیلی باحال بود ..... ولی نتونستم نظر بزارم آخه نشد ثبت نام کنم

امیرحسین

ایراد زیااد داشت و کلا قشنگ بود اما از این که رفاقتی دوستاتو کردی تو داستان خوشم نیومد.اینم که از خودت بنویسی و نه از طرف سوم خوشم نیومد.ولی در کل جالب بود.ناراحت نشیا!