هانس کریستین اندرسن

  «هانس کریستین آندرسن HANS CHRISTIAN ANDERSEN » در دوم آوریل ۱۸۰۵ در کلبه محقری در جزیره «فیونی» دانمارک از پدری کفش دوز و بسیار تهیدست متولد گردید و در چهارم اوت ۱۸۷۵ درگذشت. با وجود ظلمت فقر هنوز نوری از شادی در آن کلبه می تابید، زیرا پدربا تمام نیرو برای کامکاری و پیشرفت فرزندانش می کوشید.              

 

 وحالا جایزه ی هانس کریستین اندرسن:


جایزه هانس کریستین اندرسن یا نوبل کوچک معتبرترین جایزه ادبی و هنری در حوزه ادبیات کودکان است که از سوی دفتربین المللی کتاب برای نسل جوان به منظور بالا بردن سطح ادبی و هنری کتاب های کودکان هر دو سال یک بار، به مجموعه آثار یک نویسنده و یک تصویرگر داده می شود.
مارگریت دوم ملکه دانمارک حامی و مشوق ویژه اهدای این جایزه است. پشتیبان مالی برنامه های جایزه اندرسن تا سال ٢٠٠٨ نیسان موتور ژاپن و از سال ٢٠٠٩ جزیره نامی در کره جنوبی است.
اهدای این جایزه به مجموعه آثار یک نویسنده از سال ۱۹۵۶و به مجموعه آثار یک تصویرگر از سال ۱۹۶۶ آغازشده است. این جایزه شامل یک مدال طلا و یک دیپلم افتخار است که در مراسمی در کنگره دو سالانه IBBY، به برندگان اهدا می شود. نامزدهای جایزه هانس کریستین اندرسن از سوی دفاتر ملی کاندید می شوند و داوران بین المللی که از کارشناسان برجسته ادبیات کودکان هستند، برندگان این جایزه را از میان نامزده های معرفی شده برمی گزینند. از جمله معیارهای گزینش برندگان می توان به کیفیت بالای زیبایی شناختی آثار نویسنده و تصویرگر، در نظر گرفتن مخاطب کودک، خلاقیت و نوآوری و اصالت و مهم تر از همه داشتن سهم جاودان در ادبیات کودکان جهان اشاره کرد.
تنها برنده ایرانی این جایزه جهانی فرشید مثقالی تصویرگر نامدار است. مجموعه آثار او در سال ۱۹۷۴ این جایزه را از آن خود کرد. هوشنگ مرادی کرمانی نیز در سال ۱۹۹۲ از سوی هیئت داوران این جایزه مورد تشویق قرار گرفت. همچنین از ایران محمد رضا یوسفی در سال۲۰۰۰ و محمد هادی محمدی در سال ۲۰۰۶ و احمد رضا احمدی در سال ۲۰۱۰ در بخش نویسندگان و نسرین خسروی درسال ۲۰۰۲ در بخش تصویرگران کاندید این جایزه شدند. احمد رضا احمدی در سال ۲۰۱۰ توانست در میان ۵ نویسنده فینالیست قرار بگیرد. از ایران تاکنون توران میرهادی (۱۹۷۶ ،۱۹۷۸،۱۹۸۶ ،۱۹۸۸)، ثریا قزل ایاغ (۱۹۹۲)، منصوره راعی (۱۹۹۸ ،۲۰۰۰)، زهره قایینی (۲۰۰۲، ۲۰۰۴) و پرناز نیری (۲۰۰۶) عضو هیئت داوران بوده اند. زهره قایینی سرپرست موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان و عضو شورای کتاب کودک ایران در سال ۲۰۰۸ و ۲۰۱۰ در جایگاه رییس هیئت داوران این جایزه قرار گرفت.

 

        زندگی نامه هانس کریستین آندرسن                        

«هانس کریستین آندرسن HANS CHRISTIAN ANDERSEN » در دوم آوریل ۱۸۰۵ در کلبه محقری در جزیره «فیونی» دانمارک از پدری کفش دوز و بسیار تهیدست متولد گردید و در چهارم اوت ۱۸۷۵ درگذشت. با وجود ظلمت فقر هنوز نوری از شادی در آن کلبه می تابید، زیرا پدربا تمام نیرو برای کامکاری و پیشرفت فرزندانش می کوشید. هانس یازده ساله بود که این اشعه ی حرارت بخش نیز خاموش گردید؛ پدرش وفات یافت و او ناگزیر تحصیل را رها کرد و به تلاش برای معیشت پرداخت. لیکن نتوانست موفقیتی به دست آورد و به ناچار با عشقی شگفت آور که به آموختن داشت به مدرسه مخصوص بینوایان و یتیمان رفت، در حالی که به جز مطالعه، به حرفه تئاتر نیز علاقه وافری داشت. هانس چهارده ساله بود که به صورت ولگردی بی خانمان به کپنهاک پایتخت کشور خود قدم نهاد. روزهای اول برای تحصیل معاش به آوازه خوانی در کوچه ها پرداخت و پس از چندی توانست کار بی ارزشی در یکی از تئاترها بیابد، اما چندی بعد او را به علت آن که بلوغ، لطف صدای او را از بین برده بود، اخراج نمودند. هانس بار دیگر سرگردان کوچه ها شد. لیکن نبوغ او وی را با چندین تن از هنرمندان سرشناس عصر خویش آشنا نمود و همین آشنایی سبب شد که وی بتواند در تئاتر سلطنتی راه پیدا کند و چون تقریباً از نظر معاش خیال وی راحت شد فوراً در دانشگاه کپنهاک به ادامه تحصیل پرداخت. هانس اولین مجموعه شعرش را «سفری پیاده از کانال هولمن تا شرق آماگار» نام نهاد. این کتاب را می توان ترانه های رنج بار تنهایی و گرسنگی و دربه دری نام نهاد که آن را در سن ۲۲ تا ۲۵ سالگی تنظیم و منتشر کرد. این ترانه ها به حدی بر هنردوستان مقبول افتاد که «فردریک ششم» برای وی یک مقرری قابل توجه تعیین و از این زمان زندگی هانس به طور کلی تغییر کرد و او توانست بدون بیم از گرسنگی و رنج فردا ،به کارهای ادبی بپردازد و حتی با مسافرت به ممالک اروپایی (کشورهای ایتالیا، فرانسه، سویس و آلمان) مردم را بیشتر بشناسد و با طبیعت و روحیات آن ها بیش از پیش آشنا شود. ره آورد این سفر دو ساله افسانه ها و داستان های دلکشی است که در مجموعه ای به نام «افسانه ها و سرگذشت ها» منتشر نمود. تکنیک ساده، لحن بی پیرایه و خالی از قید اشعار، توانست هانس را به عنوان یک نویسنده بزرگ و این کتاب را شاهکاری برای مطالعه بزرگسالان و کودکان تمام اروپا معرفی کند. آندرسن پس از چندی داستان دیگری به نام « ویلون نواز تنها» و نیز پس از چند ماه داستان دیگری به نام «بدیهه سرا» منتشر نمود. وی درآن زمان نویسنده ای مقتدر بود که همه مردم به وی علاقه داشتند و حتی به شدت مورد توجه دربار بود. این موفقیت ها و شهرت اعجاب آور او، منتقدین و نویسندگانی را که سال ها خون دل خورده و در مکاتب مختلف طبع آزموده بودند به شدت عصبانی کرد تا آنجا که هر روز مقاله ای علیه وی منتشر می شد. آندرسن که تصور می کرد بزرگترین حامیان وی هنرمندان و منتقدین خواهند بود، از احساس کینه و دشمنی این گروه به شدت آزرده شد. ناچار از وطن خویش مسافرت کرد و در هر کشور اروپایی مدتی اقامت نمود. اما افسانه های او به سرعت مشهور شد و با آن که آندرسن خود به آنها علاقه ای نشان نمی داد به تکمیل افسانه هایش پرداخت و نخستین جلد آن ها را با بخش هایی که در سال های ۱۸۳۶ و ۱۸۳۷ انتشار داده بود تکمیل کرد و در دسترس همگان نهاد؛ از آن به بعد افسانه های دیگری از این مجموعه منتشر کرد که آخرین آنها را در سال ۱۸۷۲ به چاپ رسانید.

در سال ۱۸۶۷ به پاریس رفت و مورد استقبال بی دریغ محافل هنری و مردم قرار گرفت تا اینکه در اواخر عمر به میهن خود بازگشت و در اثر حادثه ای سخت مجروح شد و سه سال پس از این تصادف در سال ۱۸۷۵ در گذشت. در مراسم خاکسپاری تجلیل عظیم و بی سابقه ای از وی به عمل آمد و پادشاه دانمارک شخصاً در تشییع جنازه او شرکت کرد، زیرا به راستی گوهری ارزنده از تارک ادبیات دانمارک گم شده بود.

از آندرسن قریب ۳۵ جلد کتاب باقی مانده است که علاوه بر کتاب هایی که قبلا ذکر شد می توان «مجموعه قصه» و «داستان»، «افسانه های کوتاه»،و کتاب دلکش و عمیقی به نام «زندگی من» و «تصاویر بی تصویر» رانام برد.این کتاب مشهورترین اثر این نویسنده است که در آن تجسمی لطیف از «کپنهاک» تا رود «گنگ» و از «گروئنلند تا صحرای آفریقا» در آن نقاشی شده و در این نقاشی نهایت استادی به کار رفته است. محتوای آن نیز بسیار عمیق و گیراست و بیشتر از سایر آثار وی لطف و زیبایی با عمق فلسفی و طنز و انتقاد از نابسامانی ها درهم آمیخته است. قهرمانان آثار افسانه های وی زیبا، پرحرکت و اغلب مقتدرند، لیکن تنها از اقتدار خود به سود خصایل پاک استفاده می کنند. «ژراردو نروال» نابغه ی بزرگ ادبیات معاصر درباره وی می گوید. «همه چیز در آثار او زنده است و محسوس» و واقعاً نیز چنین است.

 

 نظر یادت نره!

width= /font-size: medium;

/ 16 نظر / 69 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهــه

یعنی نویسنده هایی که معرفی می کنی بی نظیرن عزیزم ! [ماچ]

پریسا

این جمله ی جدید شکسپیر قشنگ تر از قبلیه،کاش زودتر می ذاشتی اینو سر کلاس می گفتم![گل]

ملیکا(لایرپ کلوپ)

وااااااااااااااای عالی بود راستی من منظورتو از لینکیدمت فهمیدم فقط یه چیزی: مگه منو نمیشناسی؟

ملیکا(لایرپ کلوپ)

سلام عزیز دلم دوس داری به جمع دخترونه ی ما بیای؟ بدو بدو بدو بیا تو این وب ثبت نام کن [لبخند]

سانی

البته که میدونستم کیه...من خودم 600 افسانه ازش رو خوندم... مخصوصا" پری دریایی چقدر قشنگه...[دست]

پریا

[ماچ]چه کار می کنی؟ دیگر نمی یای بهم سر بزنی!!!!!!!!!!! قالبت راستی خیلی خوشگله [گل][گل][گل]

ملیکا(لایرپ کلوپ)

وللش بی خیال راستی اگه میخوای به جمع دخترونه بیای بیا تو این وب ثبت نام کن

انیس

واقعا داستاناش خیلی ناراحت کننده هستن به خصوص دختر کبریت فروش و شب کلاه مرد

♣ مهرانه ♣

نیایش بیوگرافی خیلی عالی ای بود کلی کیفیدم من داستان دختر کبریت فروش و پری دریایی رو خیلی دوست دارمممممم !!! عالی بود ![ماچ]