نیآیش بودن :)

ایهآم:)

عآدت کرده ام به بآ ایهآم سخن گفتن...!

فقط همین مآنده که ایهآم هم ترکم کند؛

خسته شود،پوزخند بزند، پنهآن کند...

و یک روز من بمآنم و یک دفتر خآلی..:)

 

*نیآیش نوشت*

/ 24 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آروین

زمانی که من میومدمو نمی دونم یادت هس یا نه! چونکه اولین کامنتی که دادم تو پروفایل خودت بود!(اون موقع حتی قالب وبت صورتی بود و عکسش کاراکتر های قدیمی ای مثل آنشرلی بودن! نمی دونم یادت میاد یا نه!؟) دمنتور خیلی تغییر کرده :))

رَ ـهـآااآ˙´*•.¸¸

+ این روز ـهآ چقدر یآفتن ِ یک سوژه ی خوشحآل کننده و ابرآز ِ یک احسآس ِ شیرین کآر ِ دشوآری شده ! یــآ گم شده ایم در روزمرگی! و یآ غرق شده ایم در هر چیزی کِ رنگش چیزی تو مآیه ی خآکستریستـــ ! + ای کآش میــ شد بدآنیـم، غروبـــِ کدآمین ستـآره ژرفآی شبــ رآ چنین عميق کرده !!!

آروین

ببخشید، یه سوأل خصوصی! ساز میزنی؟!؟!

آروین

یادته یه داستانه تخیلی نوشته بودم! قبلاً تو جادوگر جوان!!! +الان سبک نوشتنم به کلی عوض شده، میخوام نظرتو بدونم راجب این نوع نوشتار!-وبم، نوار بالا، پسرک عینکی، کتاب!- البته اگه برات مقدوره وگرنه که بیخیالش شو [لبخند]

آروین

نیــــایش!! آهنگ قبلی چی شد؟[نیشخند] +تنها ترسی که دارم اینه که کامنتای قبلیم به دستت نرسیده... ++فیلم شیش رو بزار ببین :( من گذاشتم! از گریه مردم... وقتی تو چشمای دامبلدور نگاه میکنی...

آروین

نیــــایش!! آهنگ قبلی چی شد؟[نیشخند] +تنها ترسی که دارم اینه که کامنتای قبلیم به دستت نرسیده... ++فیلم شیش رو بزار ببین :( من گذاشتم! از گریه مردم... وقتی تو چشمای دامبلدور نگاه میکنی...

آروین

این آهنگ خیلی قشنگه! راستش تو منو یاد زمانی میندازی که گریفیندوری واقعی بودم... زمانی که واقعاً شجاعت داشتم...نه شجاعتی که نترسما... شجاعت باطن...شجاعتی که واقعاً از درون باشه...برای کمک به دوستام... یاد شومینه گریفیندور بخیر... فرق بین منو و تو دو تا چیزه: تو تو گرما عاشق هری پاتریست شدی، باد کولر و ... من تو سرما...حرارت شومینه و شب زنده داری واسه هری پاتر... من تصمیمو گرفتم! دوباره به سایت دمنتور بر میگردم! فقط شناسه ات رو ندارم :(

نگار

شما ردا و چوبستی تو از کجا تهیه کردی ؟

مطهره

نمیدونم....گاهی وقتا فکر میکنم گم شدم... لابه لای گذشته ؛ اینده ... شایدم از خودم دارم خیلی دور میشم...:((