کیمیاگر

عاغا من 28ام آخرین امتحانمو ب بدترین نحو ممکن دادم. با اینکه برگمو دوبار چک کردم ولی ی صفحه جا گذاشته بودم. حالا بگذریم چقدر اشک ریختم و التماس کردم ک برگمو بدن دوباره بنویسم...هنوزم یادش میوفتم اشکم درمیاد و بدنم سرد میشه...ولی وقتی برگمو نوشتم اون ی صفحه رو مطمئن نیستم ک خوب نوشته باشم چون حتی نمی تونستم نفس بکشم...وقتی برگشتم خونه روحیه ام گرفته بود بسی زیاد....نشستم مثله دیوونه ها آهنگ یادگاران مرگ رو هزار بار گوش دادم...با اینکه میدونستم حالم رو بدتر میکنه گوشش دادم و وقتی ک نزدیک بود اشکم دراد ی دفعه ای هوس عطش مبارزه کردم رفتم ی قسمتهایش رو خوندم و بعدش رفتم فیلم اولش رو دیدم...می دونستم ک نباید فیلم رو ببینم...نمی دونم چرا هانگر گیمز همیشه باعث میشه من گریه بکنم! نه ب این خاطر ک اوندفعه حالم گرفته بود ، درکل ی صحنه هایی ازش باعث میشه گریه کنم...عاغا من فیلم رو گذاشتم...اون جایی ک روو مرد و اون جایی ک پریم داد میزد ، زیر چشممو می کشیدم که اشکم تو چشمم جمع بشه و نریزه:دی ولی آخرش اونقدر گریه کردم که چشام درومد...بعدشم رفتم کلاس زبان...ینی اونقدر سرم درد میکرد ک دلم میخواست سرم رو بکوبم رو میز...کلا من از گریه کردن متنفرم و بیشتر اوقات مثله دیوونه ها میخندم. ولی نمیدونم اون روز چرا اونقدر حالم بد بود...ولی دوشنبه ک رفتم مدرسه تا دیروز انقدر با بهاره و ریحانه مسخره بازی کردم ک گلوم هنوزم درد میکنه:دی

پ.ن: ب نظرتون چرا قبر نیکولاس خالیه؟سوال

پ.ن2: نظریادتون نره

پ.ن3:راستی فصل 6 تنها ویزلی موقهوه ای رو گذاشتم.

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرانه

سلام فکر کنم پیامم نیومده آپــــــــــــــــــم

مهرانه

چــــــــــرا عاخه؟؟؟؟؟؟[گریه]

محمد مهدی

من عاشق کتاب های فراماسونری هستم چون معمولا داستاناش جالب تره اما باااااااااور کنید هیچ کاری به این مسائل ندارم اما اگه یه رمان توووووووووپ می خواین که فراماسونری نباشه اون رمان نارنیاست که خود عاشقشم

محمد مهدی

من عاشق کتاب های فراماسونری هستم چون معمولا داستاناش جالب تره اما باااااااااور کنید هیچ کاری به این مسائل ندارم اما اگه یه رمان توووووووووپ می خواین که فراماسونری نباشه اون رمان نارنیاست که خود عاشقشم

فاطمه عسکری

میشه با منم دوست بشین؟ [گل]

فاطمه

نمیشه؟؟؟؟؟؟[ناراحت]

جی.کی.فاطمه

نظر فاطمه عسکری و فاطمه هم مال منه راستش من یه روز اسم نیکلاس فلامل رو جستجو کردم و با وبلاگ شما آشنا شدم و خیلی خوشم اومد.راستش این ایمیل بابامه و من می خوام زودتر یه ایمیل برای خودم بزنم و برم توکار وبلاگ!فقط دعا کنین که زودتر بتونم بزنم.[لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل]

جی.کی.فاطمه

راستی چجوری باید وبلاگ زد؟؟؟؟؟!!!!!!

محبوب

منم تازه شروع کردم این کتابو بخونم.. خیلی جالبه وو خوشم اومده ازش

white wolf

والا همهی جادوگرا فراماسون نیسنا جادوگرا به دو دسته تقسیم میشن یه اده که میخوان توی خفا باشن و بر دنیا هکم رانیکنن «فرا ماسونری» یه اده که میخوان جادو ازاد باشه البته یه اده از اونا فقد میخوان خودشون یاد بگیرن بقیش بهشونربتی نداره هرکار دلشون بخواد میکنن[لبخند]