نویسنده ی بزرگ

♥نارنجیـــ نوشتـــ هایـــ یکـــ ویزلیـــ موقهوه ایـ ...♥

سلام به همگی!

دیشب این جا (خرم آباد) تقریبا ساعت 6 بود که زلزه اومد!گریه

این روزا زمین خیییییییییییییلی عصبانیه!

قبل از زلزله آذربایجان یه زلزله خفن این جا اومده بود که حسابی هممون رو ترسوند!حالا دیروز م یه زلزله اومد که البته زیاد شدید نبود شاید 3 ریشتر

اون موقع داشتم کتاب می خوندم که یه دفعه زمین لرزید! اونوقت می دونین به مامانم چی گفتم؟ واقعا خودمم تو این حرفی که زدم موندم! گفتم مامان اگه زلزله خونه رو خراب کنه میشه کتاب هامو از زیر آوار بیارم بیرون؟

مامانم یه طوری نگام کرد بعد گفت آره میشه! بچه ها لطفا اگه نبودم منو فراموش نکنین!

ببخشید اگه این آپ زیاد جالب نبود! ولی آقای زمین یکم رحم داشته باش!

راستی من دارم میرم کوچه دیاگون چوبدستی بیارم!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٤ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()



      قالب ساز آنلاین