نویسنده ی بزرگ

♥نارنجیـــ نوشتـــ هایـــ یکـــ ویزلیـــ موقهوه ایـ ...♥

سلام به همه ی دوستای گلم! امروز تولد باروووووووووووونیم!

آخه امروز 3 تا تفلد داریم! به خدا اگه نظر ندین خیلی نامردین

 باید نظراتو بترکونین! انتظار نظرات تعداد بالا رو دارم!

امروز تولد خودم  مهرانه جوووووونو البته روپرت گرینته!(البته فردا تولدشه ولی من دوست داشتم امروز بگیرم!) 

 زیاد تر از زیااااااااااااااااد خوش حالم!

تولد هممون مبارک باااااااشه!

خلاصه به جشن تولد هر سه تاییمون خوش اومدین! امروز قراره بترکونیم! واسه یادتونه وقتی روپرت قرار بود مشعل رو حمل کنه گفتم بیوگرافیشو بعدا می ذارم؟ حالا وقتش رسیده و می خوام بیو گرافی شو بذارم!

خوب اینم بیو گرافی روپرت به مناسبت تولدش!:

 

نام شناسنامه ای: روپرت الکساندر لوید گرینت (Rupert Alexander Lloyd Grint)

 

قد: یک متر و هفتاد و هشت سانتی متر

 

زندگی نامه:

روپرت الکساندر لوید گرینت در 24 آگوست 1988 (3 شهریور 1367) در هرتفوردشایر انگلستان به دنیا آمد. وی قبل از حضور در مجموعه مشهور جادوگری هری پاتر، تنها یک برنامه نمایشی در مدرسه اش بازی کرده بود. وی وقتی خبر آزمون بازیگری برای فیلم سینمایی هری پاتر و سنگ جادو (سال 2001) را شنید، تصمیم گرفت تلاش خود را برای این آزمون بکند و در آن شرکت کند.

بر خلاف دیگر بچه هایی که برای این آزمون شرکت کرده بودند، روپرت یک نوار ضبط شده از خودش که در آن یک شعر به سبک هیپ هاپ بود و رونالد ویزلی را معرفی میکرد برای آزمون ارسال کرد و بعد انتخاب شد. هری پاتر و سنگ جادو (سال 2001) تاثیر شگرفی در معرفی و جهانی شدن روپرت داشت.

موهای روپرت قرمز است. یک برادر و سه خواهر دارد. درس محبوبش در مدرسه شیمی است. گیتار هم می نوازد. ورزش مورد علاقه او فوتبال است. در بین بازیگران به جیم کری علاقه دارد. و فیلم محبوبش هم شرک و ... است.

یه سری عکس باحال از روپرت گذاشتم ادامه مطلب دوست داشتین برین ببینین ولی قبلش!

به مناسبت این که امروز تولدمه یه چیزایی در مورد خودم نوشتم:

2/6/78 توی شهرستان خرم آباد در استان لرستان تو بیمارستان توحید به دنیا اومدم!یه آبجی دارم که 9 ساله شه . از وقتی که خیلی بچه بودم کتاب می خریدم و می خوندم! وقتی سواد نداشتم مامانم برام قبل از خواب 1000 تا قصه می گفت ولی باز منم سیر نمی شدم! اونوقت به بابام می گفتم که برام بگه ولی بابام به هم می گفت بی سواده که سرمو به قول معروف گول بماله منم می گفتم پس چه طوری اون همه حساب و کتاب انجام می دی اونم می گفت فرق داره! واسه همینم وقتی کلاس اول بودم  وقتی معلم کلاس اولم ازم پرسید بابات چه مدرکی داره گفتم بی سواده!اونوقت که گفتم مامانم لیسانس داره زنگ زد و از مامانم واقعیتو پرسید!خجالتمعلم کلاس اولم خانم گلی بود که واقعا گل بود!خیلی مهربون بود! به بچه ها جایزه کتاب می داد!هنوزم که هنوزه می بینمش! اولین داستانمو همون سال اسفند ماه نوشم!وقتی کلاس سوم بودم اولین مقاممو تو ناحیه یک اوردم!کلاس چهارم بودم که تو کانون عضو شدم! مربی کلاس های ادبیمون خانم رستمی بود و هست.بهترین دوستام: کتاب مرضیه که با هم 7 سال دوست بودیم ولی پارسال مدرسه شو عوض کرد! آنا و سیمین هم دوستای صمیمی هستن! اردیبهشت همین سال کتاب های هری پاتر رو فریما دوستم بهم معرفی کرد! با این که خیلی از هری پاتریست بودنم نمی گذره و لی عاشق کتاب هاش بازیگراش همه ی طرفداراش والبته نویسنده شم! آرزوم اینه که یه روزی یه نویسنده بزرگ بشم و یه روزی خانم رولینگ رو ببینم! اگه شد و هاگوارتز درس بخونم.وقتی به یه نفر می گم باهاش دوست شدم یا دوستشدارم جدی گفتم و اینو به هر کسی نمی گم!

تو زندگیم از چند تا چیز متنفرم: دروغ کله پاچه دخترای بی حجاب و مورد دار!

خدای سوتیم!پس اگه سوتی دادم زیاد تعجب نکنید! عاشق زنگ انشا م . هر کی تا حالا  با من گشته تبدیل به هری پاتریست_نویسنده و کتابخون شده! عاشق کشورم والبته استانی که توش زندگی می کنم هستم! وقتی یکی دلمو بشکونه  دیگه شکونده و هیچ راه بر گشتی وجود نداره! شخصیت مورد علا قه م تو هری پاتر به ترتیب هرمیون سیریوس و دامبلدوره! از آمبریج و بلاتریکس متنفرم!تند تند آپ می کنم! خیییلی  خییییلی کتاب می خونم! هرکی هم که بهم نظر بده رو دوست دارم!

عاشق انگلیسیم و الآن pre-3 کانون زبانم.ولی اصلا خوشم از پینگلیش نمیاد! آدم شوخیم و از آدم های غمگین زیاد خوشم نمیاد! روزی 100000000000000000 بار کتاب خونمو تمیز می کنم و جلوش وایمیسم و کتاب هامو نگاه می کنم! تا نصفه شب بیدار می مونم و کتاب می خونم! رو کتاب هام حساسم حتی کتاب درسیام! اصلا کتابامو تا نمی کنم. وقتی کتابی می خونم اسم نویسندشم می خونم.از اینکه بعضی ها میگن نویسنده ایرانی نمی خونن خییییییییییییییلی بدم میاد! نا سلامتی ماهم قراره نویسنده بشیمHanging!

خلاصه ببخشید زیاد حرف زدم !

حالا مونده کجا!!!

تولد دوست گلم مهرانه جون مبارک!تولد اونم با من تو یه روزه ! اینو تازه فهمیدم! لطفا از تو لینکا برین وبش یعنی یه لنگه پا و وبشو بترکونین(البته با نظر)!

 

مهرانه جووووووووووووووووووووون امیدوارم 1000000 ساله شی! به خودم افتخار می کنم که چنین دوست مهربون کتاب خون و خوبی دارم! امیدوارم دوستیمون تا همیشه پایدار بمونه!  مهرانه جون وبت عالیه!من عاشق اون تست های روانشانسی تم! ای کاش می تونستم تو رو ببینم و به تولدم دعوتت کنم! و در کنار هم تولد بگیریم! امیدوارم که امسال یکی از بهترین سال های زندگیت باااااشه!

خوب به افتخار من و مهرانه و روپرت همه یه کف مرتب بزنید!

اینم یه کیک تولد واسه مهرانه جووون

یکی واسه خودم:

یکی واسه روپرت:

 

راستی دست آتنا جونم درد نکنه که واسه منو مهرانه جشن تولد گرفت! آتنا امیدوارم بتونم بعدا برات جبران کنم!تولد مامان مطهره هم مبارک باشه امیدوارم 100000000 ساله بشه بعد 555555555555555555555555 برابر عمر کنه!

خوب حالا واسه دیدن عکسای روپرت و البته قسمت دوم تولد برید ادامه مطلب!

 

 

 

 


سلام عزیزم پس چرا اینقدر دیر کردی؟

اشکال نداره! جشن هنوز برپاست!For You

خوب بریم سر اصل مطلب!

اینم از عکسای روپرت!

 

خوب دیگه اینم عکسای روپرت!

راستی مهرانه برو هدیه تو بگیر! یه هدیه برات تو پاترمور فرستادم!

 

نظر یادتون نره!!!!!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()



      قالب ساز آنلاین