نویسنده ی بزرگ

♥نارنجیـــ نوشتـــ هایـــ یکـــ ویزلیـــ موقهوه ایـ ...♥

سیلام.....

عاغا این سحر ی رازی ب من گفته بود ک نباید می گفتم....ولی دیدم چند وقت پسیش خودش خعلی میخواد بقیه بدونن گفتم فاشش کنم....

:دی

سحر خعلی بد خوناشام شدی:(

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢۱ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()



      قالب ساز آنلاین