نویسنده ی بزرگ

♥نارنجیـــ نوشتـــ هایـــ یکـــ ویزلیـــ موقهوه ایـ ...♥

سلام

اصلا حال به روز کردن وب رو ندارم. 

همش مثله یه ستاره ی دریایی بدون حرکت نشستم یا دارم کتاب می خونم یا می نویسم.خیلی کیف میده

 وقتی روزه ام خیلی خابالو میشم . نمی دونم چرا ولی به یه خوابی میرم که هرکاری میکنم بیدار بشم غیر ممکنه.  این روزا بیشتر می نویسم. 

نوشتن خیلی به ادم ارامش میده .وقتی که می نویسی با راه رفتن شخصیت خسته میشی، با غذا خوردنش سیر میشی، با عصبانیتش عصبانی میشی، فرا رسیدن شب  تو داستان خوابت میاد! خعلی عجیبه! فکر کنم من فقط اینجوریم!

البته شاید من برعکس فکر می کنم .با عصبانیت من شخصیت هم عصبانی میشه؟ و روند داستان تغییر میکنه؟ 

اووووووووووووووووووف برای یه لحظه الان خعلی گرسنه م شد.

این روزا خیلی دلم برای هری خوندن تنگ شده واسه همینم گاهی اوقات چشامو میبندم دستمو روی کتاب های هری تکون میدم و شانسی یه جلد رو بر می دارم و یه صفحه شو باز می کنم.خعلی کیف میده.

وقتی که از باشگاه میام خیلی تشنه م میشه.

راستی میدونستید موهای گالیله قرمزه؟همین طور موهای رولینگ؟

گفتم رولینگ... می دونین یه چند روزیه به شاهنامه هم شک کردم... نکنه رولینگ نویسنده ش باشه؟اخه این چه کاریه؟ خیلی بده که رولینگ کتاب با اسم مستعار می نویسه. 

نمیدونم چرا وقتی میام پای کامپیوتر چشام درد میگیره. 

راستی هیچ میدونستین که سهراب سپهری یه شعری به اسم نیایش داره؟من که وقتی فهمیدم خیلی ذوق کردم! 

 

نیایش

نور را پیمودیم ، دشت طلا را در نوشتیم

 

افسانه را چیدیم ، و پلاسیده فکندیم

کنار شنزار آفتابی سایه بار ، ما را نواخت. درنگی کردیم

بر لب رود پهناور رمز ، رویاها را سر بریدیم

ابری رسید ، و ما دیده فرو بستیم

ظلمت شکافت ، زهره را دیدیم ،‌‌و به ستیغ برآمدیم

آذرخشی فرود آمد ، و ما را در نیایش فرو دید

لرزان ، گریستیم. خندان گریستیم

رگباری فرو کوفت : از در همدلی بودیم

سیاهی رفت ، سر به آبی آسمان سودیم ، در خور آسمان ها شدیم

سایه را به دره رها کردیم. لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم

سکوت ما به هم پیوست ، وما ، « ما » شدیم

تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید

آفتاب از چهره ما ترسید

دریافتیم ، و خنده زدیم

نهفتیم و سوختیم

هر چه بهم تر ، تنهاتر

از ستیغ جدا  شدیم

من به خاک آمدم ، و بنده شدم

تو بالا رفتی ، و خدا شدی

نظر یادتون نره.با اینکه بازدید وبم تقریبا زیاده نظرات وبم خیلی خیلی خیلی کمه.

 

 

پ.ن: این صدمین پست وبم بود

span style=img src=

/span

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۳۱ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()



      قالب ساز آنلاین