نویسنده ی بزرگ

♥نارنجیـــ نوشتـــ هایـــ یکـــ ویزلیـــ موقهوه ایـ ...♥

شعر یعنی گم شدن پیدا شدن

قطره بودن ناگهان دریا شدن

شعر یعنی شادی واندوه وغم

درد و دلهای دلی با یک قلم

شعریعنی گریه کردن تر شدن

با خدا با شب صمیمی تر شدن

شعر یعنی تا ستاره پر زدن

از گذشته تا دوباره پرزدن

شعر یعنی دوستی با دانه همه پروانه ها

شعر یعنی ان کلاغ روی سیم

بالهای خسته یک یا کریم

شعر یعنی صبح یعنی یک سلام

شعر یعنی حرفهای نا تمام

شعر یعنی....

سروده ی داوود لطف الله

بمناسبت آزادی از امتحانات و شروع شدن تابستون این شعر رو به همتون تقدیم می

 کنم!

2 روز پیش فیلم هری و یادگاران مرگ 2 رو گذاشتم.... سر صحنه مرگ اسنیپ نتونستم جلوی گریه مو بگیرم و تلویزیون رو خاموش کردم... دیروزم عطش مبارزه رو تا فصل 13 خوندم خیلی داستان جالبیه! هنوز هم بغض دیروزش تو گلوم بود و دوباره افتادم گریه!

من می دونم و هانی! دفعه ی اولم که هری و یادگاران مرگ 2 رو دیدم تا این اندازه گریه نکردم! هانیه بهم گفت این ترول رو بردار گریه م میاد! منم گوش ندادم! اصلا هنوزم بغض تو گلومه! هانی اگه ببینمت می بندمت به صندلی صحنه ی مرگ اسنیپ رو می ذارم رو تکرار که تا 5 روز ببینیش و گریه کنی! نیشخند

span style=

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢٠ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()



      قالب ساز آنلاین