نویسنده ی بزرگ

♥نارنجیـــ نوشتـــ هایـــ یکـــ ویزلیـــ موقهوه ایـ ...♥

عکس های خفن

 بــــــــــهـ نــــــــــــــام نویسنده ی بزرگی که هر روزمان را نوشت...!

اینجآ یک ویزلی قدم می زند...!

این بآلآ روی لبه هآی بلند ترین دیوآر قلعه ، یک ویزلی برآی کوهستآن می نویسد...!

اینجآ یک ویزلی برآی کمآنش می نویسد...!

اینجآ یک ویزلی از بآلآی قلعه زیر ردایش می نویسد...!

اینجآ تنهآ یک ویزلی می نویسد...!

یک ویزلی سردرگم...!

عکس های خفن

 

 

 

+هر جا که " نیآیش نوشت" بود، یعنی بگذار نآرنجی نوشت هآ بیرون از اینجآ نروند...! کپی نکن...:)

++اینجا قلعه ی من بر پاست...! احترآم همه چیز را نگه دآر...! حتی جغد هآیی که در آسمآن اینجآ پرواز می کنند...!

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٩/٩/۳٠ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()

سلام.

خیلی با خودم کلنجار رفتم و بالاخره راضی شدم یکی از فن فکیشن هامو به اسم تنها ویزلی مو قهوه ای رو از زیر دفتر هایی که توشون داستان می نوییسم در بیارم و تایپ کنم .

 به چند دلیل نمی خواستم فن فکیشنمو بذارم:.

1.می ترسیدم زیاد خوب نباشن.یعنی درست شبیه متن و طرز نوشتار رولینگ نباشن.
2.اینکه نکنه ایده هام زیاد جالب نباشن.
3.بعضی هاشون اصن (اصلانیشخند)حالت خاطره داره و با زندگی خودم آمیخته شده بدجور! نیشخند
ولی دیگه یکی از فن فکیشن ها جالبمو گذاشتم. که خودم شخصیت اولشم:

 نیایش تنها ویزلی موقهوه ای.نیشخند

هر چند وقت یکبار فصل جدید رو در انجمن گفت و گوی دمنتور ،بخش فن فکیشن ها میذارم و البته همزمان اینجا هم ادامه فن فکیشن رو میذارم.

فن فکیشن به صورت آنلاین و البته برای دانلود به صورت pdf منتشر میشه.

فقط لطفا نظرات و انتقاداتتون رو یا در انجمن دمنتور بگید یا از طریق نظرات توی این پست.

این پست ثابت دومه.لازم به ذکره که برای مطالب به روز تر وبلاگ یه پست پایین تر برید.

قسمت جدید فن فکیشن هم  و همه ی قسمت ها توی همین پست منتشر میشه.

یعنی برای هر قسمت پست جداگانه ای قرار داده نمیشه. بلکه توی همین پست قسمت جدید رو می ذارم.

هرکسی مایله بگه که برای قسمت های جدید خبرش کنم.البته درصورتی که قسمت جدید گذاشته بشه توی پست ثابت اول قسمت اخبار وب می نویسم که قسمت جدید رو گذاشتم.توی همین پست هم میگم.

 لینک داستان در انجمن گفت و گوی دمنتور:تنها ویزلی مو قهوه ای

در ادامه مطلب این قسمت ها هستند:

 

 1.فصل اول:جارو

 

 2.فصل دوم:روپرت ویزلی

 3.فصل سوم:گرگینه

4.فصل چهارم:بازدارنده

5.فصل پنجم:نامه ی دامبلدور

6.فصل ششم:رابرت ویزلی

 

اینم کاور فن فیکشن که خودم درستش کردم:

 


لطفا برای خواندن فن فکیشن و دانلودش به ادامه مطلب برویدنیشخند

p


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳٩٩/٥/٢٢ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()

باورم نمیشه قبلا چقدر توی این کادر کوچولوی قشنگ پرشین بلاگ پست می نوشتم :)

هنوزم عاشق اینجام :)

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٠/٢٧ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()

_...بگو چطور شروع شد؟...

_نمی توانم زمان یا مکان یا حرف خاصی را مشخص کنم و بگویم اینطوری شروع شد؛ خیلی وقت پیش بود و قبل از اینکه بفهمم کی شروع شده دیدم وسط های کار هستم.

 

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

ســـلام :)

خیـلــی اتفاقی تصمیم گرفتم امروز مثله قدیما که پستای طولانی و پربار میذاشتم، و کتاب های مختلف رو معرفی میکردم، دوباره مثل گذشته ها یه پست معرفی کتاب  ذارم...! 

غرور و تعصب کتابی هست که امروز قراره بعد از مدت ها معرفی بشه...! کتابی عالی و پر از قوانین و رسم های مردم انگلستان در قدیم هست..:)

به قول کت رویال یه کتاب لوس پر از قوانین آداب و معاشرت و نشست و برخاست افراد مهم و دارای مقام هست...:)) منم که عاشق اینجور کتابا بعد از کتابای تخیلی..:)) کلی حس خوبی به آدم میده...اونقدر نویسنده روی نکات ریز رعایت طرز رفتار و اینا توضیح میده که خود ب خود موقع خوندن صاف میشینی...ولی روند قشنگ داستان و توصیف هاش باعث میشه که غرق کتاب بشی و نفهمی که " ای وای اینکه تموم شد...!" کتاب خوبیه و خوندنش اصلا ضرری نداره و اتفاقا خوندنش رو بهتون پیشنهاد میدم :)

واسه ی دانلود کتاب غرور و تعصب به ادامه ی مطلب برید...ولی فراموش نکنید که هیچ لذتی بالاتر از ورق زدن یک کتاب و خوندنش در یک زمان نیست...! و حتما اگ تونستید اصل کتاب رو بخونید:)

++چرا من باید با جین آستین احساس نزدیکی بکنم؟ =)))


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢٤ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()

شهریور همگی مبارک...!

همیشه عاشق شهریور بودم و هستم....نه به خاطر اینکه ماه تولدمه ، نه به خاطر اینکه تولد من و روپرت گرینت و مهرانه توی یه روز اونم توی شهریوره....بلکه به خاطر تک تک ثانیه های یاسی رنگش عاشقشم...

به خاطر اینکه یه چیزی بین تابستون و پاییزه..! اصلا حتی به تنهایی میتونه یه فصل جداگونه باشه...!

حس و حال شهریور رو دوست دارم...حتی اسم شهریور هم بهم آرامش میده....:)

خدایــــــــــــــا!

شکرت واسه شهریور! یه ماهی قشنگ تر از ماه...! :)

امروز دو شهریور ، بیست و چهار آگوست، تولد من ، روپرت گرینت و مهرانه ست... :)

تولدمون مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک!

بیست و چهار آگوست، دو شهریور...پایدار بمان! حتی بعد از من ، به جای من منتظر بلوط ها باش! :)

همه تون رو دوست دارم...:) ممنون از همه کسایی که تولدم رو یادشون بود و تبریک گفتن....بغلماچ

چت روم

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط نیایش| دیدگاهـ ()



      قالب ساز آنلاین